رسالت اشک
به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
وبه یاد سرور شهیدان، کشته شده ی اشک ها
**************
تا کی به تمنّای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
ای تیرغمت را دل عشّاق نشانه
خواهد به سرآید غم هجران تو یا نه؟
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
**************
فریاد که جز اشک شب و آه سحرگاه
اندر سفر عشق، مرا همسفری نیست
**************
شرمنده ی خون گرمی اشکم که همه عمر
نگذاشت مرا گرد به مژگان بنشیند
**************
از من مپرس کزغم تو چون گریستم
دور از دو چشم مست تو من خون گریستم
رفت آن که بود لیلی من، من هم از غمش
رفتم ز دست بس که چو مجنون گریستم
**************
گریه یکی از اصیل ترین و شایع ترین رفتارها و واکنش های آدمی درحالاتی چون اندوه شدید، ترس، احساس گناه، احساس ترحّم، احساس درد، تنهائی مفرط، درماندگی، افسردگی و دلتنگی، و حتّی در بعضی موارد به هنگام شوق و شادی که غالباً با ریختن اشک و ناله و زاری همراه است.
می گویند گرییدن و اشک ریختن به هر دلیل که باشد، آرام بخش است و در ادیان و عرفان شأن شایسته ای دارد. و آن را حاکی از صفای ضمیر و رقّت قلب و پاکی احساسا ت می شمارند.
طرح یک اشکال:
این نکته قابل پذیرش است که گریه جایگاه خاصّی از نظر روانی و طبیعت وجود انسان دارد امّا در کنار حزن و اند وه و اشک و ناله و... شادی، سرور، خنده به عنوان یک امر طبیعی لازمه ی زندگی آرام انسان ها است. چرا در دین اسلام به ویژه در تشیّع و متون مناجات ها و... ترغیب به حزن و اندوه و اشک و ماتم وعزاداری شده است. چرا دعاها و مناجات هائی مانند دعای کمیل، دعای ندبه، دعای عرفه، زیارت عاشورا و... سراسر فریاد است و ناله و اشک و سوز و گداز...؟ و چرا برای شهادت امامانشان، مخصوصاّ امام حسین(ع) و یا در فراق امام زمانشان این چنین فریاد می زنند و گریه می کنند؟ چرا ادیان و یا فرقه های دیگر چنین مراسمی را ندارند؟ آیا از جنبه ی روانی این ضجّه ها و ناله ها بزرگ ترین عامل خمودی و افسردگی و تخدیرجامعه، و از بین رفتن تحرّک و نشاط مردم به ویژه نسل جوان نخواهد شد؟ و آیا عامل ایجاد تنش های منفی اجتماعی و خشونت ها نمی گردد؟
پاسخ:
قبل از پرداختن به بررسی ابعاد مختلف این مسئله، واژه هائی را که در مفهوم گریه و اشک و عزاداری در متون اسلامی مطرح شده مورد کنکاش قرار می دهیم:
ندبه: به مفهوم گریستن و ناله سردادن. « فَلیَندُبِ النّادِبُونَ » باید گریه کنندگان گریه کنند.
بُکاء: نالیدن از غم و اندوه. « فَلیَبکِ الباکوُنَ » باید ناله کنندگان ناله کنند.
دَمع: اشک چشم، پرشدن چشم از اشک، جریان اشک. « فَلتَذرفِ الدُّ موعُ » باید اشک ها جاری شوند.
عَبرَة: اشک چشم. عبور از حالی به حالی، اشکی که انسان را از حالت افسردگی به صفای درونی وآرامش می رسا ند. امام حسین(ع) را قَتیلَ العَبَرات نا میده اند.کشته شده ی اشک ها. (و چه تناسب زیبائی دارد اشک و عزاداری برای حضرت، و صفای درون و آرامشی که بعد از عزاداری برای عزاداران فراهم می آید)
ابتِهال: تضرّع و زاری و باحالت رقّت و گریه دعا کردن. مباهله هم از همین ریشه است.
جزع: بی تابی و بی صبری .
بَثّ: حزن و اندوه آشکار. قرآن از بیان یعقوب در فراق یوسف می فرماید: « انَّما اَشکُو بثّی وَ حُزنی اِلَی الله. من شکایت حزن و اندوهم را به خدا می برم »(86 یوسف)
ضجّه: داد و فریاد راه انداختن، شیون. فریاد از درد کشیدن. « فَیَضِجّ الضّاجّون » باید شیون کنندگان شیون کنند.
عَجّه: فریاد از ته دل و نهایت درد. « وَ یعجَّ العاجُّون » و فریاد کنندگان فریاد می کشند.
صَریخ: و صَرخه. صیحه ی شدید و فریاد یاری طلبیدن. (ازنام های خدا. صراخ المستصرخین. فریادرس فریاد خواهان)
ضجّه وعجّه و صَرخه. فریاد تظلّم و داد خواهی است. درجائی که صدای ناله ها و گریه ها شنیده نشود.
گریه و اشک و ناله از این مقولات تنها در بین شیعه مطرح نشده است. در تاریخ کسانی را نام برده اند تحت عنوان بکّاؤون(گریه کنندگان) مانند آدم(ع) بعد از اخراج از بهشت، سال ها در فراق آن گریه کرد و حضرت نوح(ع) و حضرت یعقوب(ع) در فراق یوسف(ع) و... و در ادیان الهی و مکاتب عرفانی حتی ملّت های دیگر اشک و گریه، جایگاه خاصّی دارد. گزارش هائی که حتّی از کشورهای غربی می رسد حاکی از تشکیل همایش های بزرگی پر از اشک و ناله و فریاد برای ظهور منجی آسمانی است.
امّــا:
آیا هر گریه ای و هر اشکی دلیل بر افسرد گی روحی و د لمردگی است و باعث به وجود آمدن حالات ناهنجار روحی و روانی می شود؟
می گویند هر گریه ای نشان از غم و اندوه و افسرد گی ندارد. و هر گریه ی غمگسارانه ای منفی و ناهنجار نیست و گریه انواعی دارد که هر نوع آن حکایت گر حالت خاصّی در وجود انسان است:
1 – گریه از روی ترس و هراس که معمولاً در اطفال یا انسان های ضعیف به وجود می آید.
2 – گریه ی براساس غم و اندوه ناشی از دست دادن محبوب. که خود بر دو قسم است: طبیعی که آثار روانی مثبتی دارد و باعث آرامش د رونی می شود. مانند گریه ی کسی که محبوب خود را از دست داده است. تصنّعی که در ظاهر قصد باوراندن اندوه خود به مردم دارد(تَباکی).
3 – گریه ی حسرت درونی ناشی از فضای ظلمت درونی و از دست دادن فرصت های زیبا و سازنده. که در فضای دینی منجر به توبه و انابه می شود.
4 – گریه ی شوق و شادی و شعف. که این نوع گریه ناشی از رقّت قلبی است که غالباً پس از دوره ای از یأس و نومیدی و فراق، نمودار می گردد.
5 – گریه ی شوق و شور عشق به محبوب حقیقی و فراق اولیای خداوند.. که مختصّ مردان و زنان الهی است و بیان سوز درون و ابراز عجز و پشیمانی، توبه، و عشق به معبود است. این همان گریه ای است که موجب آرامش و پالایش روح و زمینه ساز قرب به خدا است. گریه ای که در این سوی پرده، سوز و گداز دل، و آن سوی پرده، آرامش، لذّت، ابتهاج و کرامت است. این سو درد و غم و پریشانی، و آن سو ابتهاج و شراب طَهور و لذّت شهود.
یارب چه چشمه ای است محبّت که من از آن
یک قطره آب خوردم و دریا گریستم
طوفان نوح زنده شد از اشک چشم من
با آن که در غمت به مدارا گریستم
بااین بیان گرچه در اسلام و دین، توجّه به سرور و شاد ی و نشاط شده است و فرموده اند که فرد با ایمان حزنش در قلب او و سرور و شادمانیش در ظاهر اوست، ولی از جهت ویژگی روحی، گاهی گریه و حزن عامل صفای باطن، آرامش روان و ارتباط عمیق معنوی با محبوبش می شود.
سیری در متون دینی دررسالت اشک:
1 – حضرت علی(ع) می فرمایند:
« اشک ها خشک نمی شوند مگر به خاطر قسا وت قلب ها، و قلب ها قسا وت پید ا نمی کنند مگر به خاطر کثرت گناهان »(بحارالانوار 3/354)
2 – امام صادق(ع) می فرمایند:
« هیچ چیزی نیست مگر این که برای آن پیمانه و وزنی است جز اشک ها، زیرا قطره ای از اشک، دریائی از آتش را خاموش می کند.»(کافی 2/ 482)
3 – امام باقر(ع) می فرمودند:
« هیچ قطره ای محبوب تر نزد خدا از قطره ی خونی که درراه خدا ریخته شده و یا قطره ی اشک چشمی که درتاریکی شب از خشیت خدا ریخته شده، نیست »(الزّهد76)
4 – درمناجات حضرت موسی(ع) باخدای خویش نقل شده:
« ای موسی، من از آفرید گانم غافل نیستم ولی دوست دارم که فرشتگانم ضجّه های دعای بندگانم را بشنوند.»(عدّة الداعی 156)
5 – رسول خدا(ص) فرمودند:
« در دنیا هیچ چیزی محبوب تر نزد خداوند بزرگ از جوان توبه کننده ی گریان نیست.»
(مشکاة الانوار 171)
گرنه در پرده دری خوی سحر دارد اشک
پرده از راز نهانم ز چه بردارد اشک
**************
گرکام دل به گریه میسّر شود ز دوست
صد سال می توان به تمنّا گریستن
اشک و گریه برای چه؟
در مواضع و موارد مختلف در اسلام، در قرآن، روایات، مناجات ها و... از گریه، ابتهال، تضرّع، سخن به میان آمده است. که درچند عنوان می توان آن ها را خلاصه کرد:
الف: اشک محبّت و خشیت دربرابرخدا:
با د ل سوخته تر، درنظرت خوب ترم
سربه زیر آمد م و نزد تو محجوب ترم
د رد مندانه تر از طول تمام عمرم
ناله ات کردم و د ید م که چه محبوب ترم
دل شوریده و احوا ل پریشان دا د ی
هجردادی که کند عشق تو آشوب ترم
چشم بارانی و مژگان گنه شوی خوش است
پس عطا کن مژه و چشم گنه روب ترم
هرچه اشک است زسوز سحر یار من است
بده ای با د صبا گونه ی مرطوب ترم
در معارف اسلامی، فراوان از گریه در خشیت خدا و از خوف او و در عشق و محبّت به او سخن به میان آمده، و مناجات های زیبا و عارفانه ی اهل بیت(ع) که در دعاهائی مانند دعای عرفه، دعای کمیل، مناجات های خمس عشر امام سجّاد، دعاهای سحرهای ماه رمضان مناجات مسجد کوفه ی علی(ع) و مناجات شعبانیّه ی ائمّه(ع) و بسیاری از دعاها و مناجات ها ی دلدادگان کوی یار، جلوه گری کرده، از زیباترین جلوه های سوز و گداز انسان های عارف برای لقای محبوب حقیقی است.که با هیچ بیانی قابل توصیف نیست و به بیان دلسوختگان این وادی(چشیدنی است نه شنیدنی).
قرآن، آن گاه که درمورد گروهی از انبیا از ذرّیه ی آدم(ع) و ابراهیم(ع) سخن به میان می آورد، می فرماید:
«... اِذاتُتلی عَلَیِهم آیاتُ الرَّحمنِ خَرّوا سُجَّداً وَ بُکِیّاً...هرگاه آیا ت خداوند رحمان برآن ها تلا وت شود به سجده می افتند و د ربرابرحقّ گریا نند...» (سوره ی مریم آیه ی 58)
و در مورد انسان های دانشمند و فرهیخته می فرماید:
«...وَیَخِرُّونَ لِلاَذقانِ یَبکُونَ وَیَزیدُهُم خُشُوعاً.»
(آن گاه که آیات الهی برآن ها تلا وت می شود و ندای حق را می شنوند به رو دربرابرخداوند درمی افتند، درحالی که گریانند و برخشوع آن ها افزوده می شود) (سوره ی اسرا آیه ی 109)
امام علیّ بن ابیطالب(ع) می فرماید:
« گریه ی چشم ها و خشیت و خوف قلب ها از علا ئم رحمت خداوند بزرگ است، هرگاه به این حالت رسیدید دعارا غنیمت بشمرید.»(بحارالانوار 93/336)
و امام صادق(ع) می فرمایند:
« خداوند به حضرت عیسی بن مریم(ع) وحی فرستاد که ای عیسی از دو چشمانت اشک و از قلبت خشوع را به من هبه کن و دو چشمت را به سرمه ی حزن سرمه بکش آن گاه که انسان های باطل گرا خندانند. »(بحارالانوار 82 / 178)
و در بیان زیبائی دیگر، امام علی بن ابی طالب(ع) از گریه ی در خوف خدا می فرماید:
« گریه از خوف خدا، خوی دلباختگان است، گریه از ترس خدا به خاطر دوری از او، عبا د ت عارفان است، بکاء از خشیت الهی قلب را نورانی می کند و انسان را از باز گشت به گناه باز می دارد. گریه مفتاح و کلید رحمت حقّ است و... »(غررالحکم 25، 72، 82)
و امام العارفین، امام زین العابدین(ع) در مناجات المحبّین با خدا چنین مناجات می کند:
« ای خدا ما را از آنان قرارده که بالفطره به تو شادمان و خوشند و از دل ناله ی شوق برمی کشند و همه ی عمر با آه و ناله ی عاشقانه اند، پیشانیشان در پیشگاه عظمتت به سجده و چشم هاشان بیدار در خدمتت و اشک دیدگان از خوفت جاری، و قلب هاشان گرفتار محبّت تو است. »(مفاتیح الجنان 229)
این ها و نمونه های فراوان دیگر، به تعبیر قرآن، ناله های زیبای در سکوت، در دل تاریکی های شب، ناله های جان سوز سحرگاهان، رها شده از خود و غرق در عطر یاد و لقای محبوب و شوق وصال و سوز فراق است، نه بازتاب افسرد گی ها و دردهای دنیوی و نیازهای مادّی.!!!
ب: گریه بر گناهان و تأسّف بر بدبختی های خود:
رسول خدا(ص) می فرمایند:
« خوشا به صورتی که آن گاه که خداوند به او توجّه می کند از گناه خود که برآن گناه جز خودش کسی آگاهی ندارد، از خوف خدا گریان ببیند »(بحارالانوار 93/ 331)
علی(ع) در مورد بند گان خدا می فرماید:
« طولانی شدن تأسّف ها قلب هایشان را، و طولانی شدن گریه چشم هایشان را مجروح کرده است.»(نهج البلاغه خ 222)
و امام سجّاد(ع) در دعای ابوحمزه به خدا عرضه می دارد:
« خدایا مرا در گریه بر نفس خودم یاری کن، تمام عمرم را در تأخیرانداختن توبه و آرزوهای دور و دراز فنا کردم... و مرا چه شده است که گریه نکنم درحالی که نمی دانم عاقبت امر من به کجا می رسد... چراگریه نکنم؟ گریه می کنم برای لحظه ی خارج شدن روح از بدنم، گریه می کنم برای سؤال منکر و نکیر از من. گریه می کنم برای زمان خروج از قبرم در حالی که برهنه و ذلیلم و بار سنگین اعمالم را بر دوشم می کشم »(مفاتیح الجنان)
این ها و نمونه های فراوان دیگر در مناجات ها و دعاها راز و نیا زها و نجواهای دردمندانه ی اولیای خدا در برابر اوست.
ج: گریه بر مصیبت ها و در فراق اولیا وامامان معصوم(ع):
« یاحسین(ع) ...بگذار بگریم. بگذاربگریم.
خون تو دراشک ما تداوم یافت. و اشک ما صیقل گرفت.
شمشیر شد و در چشم خانه ی ستم نشست ».
(قطعه ای از شعر موسوی گرمارودی)
گریه برشهادت ها ومصیبت های اولیای الهی وامامان معصوم(ع) و عزاداری برای آن ها با تاریخ تشیّع همراه بوده و دائماً مورد توجّه و یا نقد و نظر بوده است.
سوگواری هائی از این نوع گریه و عزاداری از سوگ پیامبر(ص) بر جنازه ی حمزه عموی او در جنگ احد آغاز شد و در سوگ شهادت پیامبر(ص) با ناله های فاطمه ی زهرا و سر قبر صدّیقه ی کبری(س) با ناله های جانسوز همسر و امامش علی(ع) با مضا مینی چنین، خطاب به رسول خدا(ص):
« ای رسول خدا غصّه و اندوهم دائمی شد و شب هایم به بیداری خواهد گذشت و چه زود ما را از هم جدا کردند... »
و خطاب به حضرت زهرا(س):
« جانم در سینه محبوس شده است، ای کاش به همراه نفسم از کالبدم بیرون می رفت، بعد از تو در زند گی خیر و خوشی نیست، و گریه نمی کنم مگر برای این که می ترسم پس از تو، زندگی به درازا بکشد. » و...
تداوم یافت.
و در سیره ی امامان معصوم(ع) عنایت ویژه ای نسبت به عزاداری ها، مرثیّه ها و گریه و گریاندن و تَباکی محبّان اهل بیت(ع) وجود دارد. به ویژه در ارتباط با جریان عاشورا و کربلا.
امّا گروهی به عنوان این که شهادت امامان و همه ی شهدا، نهایت آرزوی آن ها بوده و روز شهادت روز وصال و لقای آن ها با معبودشان است توصیه به فرح و شادی و سرور می کنند!!
ولی حقیقت مسئله این است که همیشه زبان احساسات و عواطف در توجّه به مظلومیّت و درد و رنج های محبوب(چه جسمی و چه روحی) گریه است، نه شادی و خنده؟!
طرح یک اشکال:
با همه ی ترغیب ها و تشویق ها و تأ کیدهائی که در ارتباط با عزاداری به ویژه سوگواری امام حسین(ع) شده، عدّه ای هنوز هم مطرح می کنند که عزاداری برای امام حسین(ع) ترغیب به غمگینی و بیماری و افسردگی و در حدّ افراطی آن خودزنی و کودک آزاری است و از مصاد یق ناهنجاری های اجتماعی در دنیای امروز است!!!
پاسخ:
همان طور که در ابتدای گفتار مطرح شد، زمانی عزاداری و گریه عامل افسردگی و بیماری می شود که باعث از بین رفتن سلامتی بدن یا گوشه گیری و یا احساس پوچی و احساس گناه و جزع و فزع های افراطی شود، در حالی که عزاداری برای شهدای کربلا ویژگی های خاصّی دارد که برخلاف تصوّر این گروه، یکی از مهم ترین عوامل آرامش و اطمینان و صفای باطن شیعیان در طول تاریخ بوده است. آن ویژگی ها عبارتند از:
1 – ازدیدگاه علمی سوگواری برای سیّد الشّهدا(ع) کاملاً از شرایط یک عزاداری و غمگینی طبیعی برخوردار است و بر رفتارهای اجتماعی مبتنی بر شناخت انجام می گردد و صرفاً یک رفتار نمادین و عزاداری بی روح و خشک نمی باشد.
عزاداری مسلمانان و حتّی بعضی غیرمسلمان بر اساس شناختی که از اهداف متعالی آن حضرت و شهادت مظلومانه ی او دارند، انجام می پذیرد. از این رو در حین مرثیه سرائی، سوگواری روشنگرانه دارند، نه شیون بی هدف.
2 – از طرفی دیگر یکی از دلایل عزاداری امام(ع) تهییج احساسات شیعه علیه ظلم ها و ستم های طول تاریخ خون بار شیعه است در شرایطی که امام حسین(ع) به صورت یک مکتب، و سمبل فضایل انسانی و آزادگی در میان یک ملّت حضور دارد اشک ریختن بر مظلومیّت او نوعی اعلان سربازی در کنار او است، اعلان نفرت در برابر یزیدیان و ستمگران دنیا است. گریه بر شهید، شرکت در حماسه ی او، هماهنگی با روح او و همراهی و موافقت با شور و نشاط و حرکت به همراه موج او است، و به این دلیل است که دستگاه های حکومتی استبدادی دنیا باتمامی قدرتشان می کوشیدند تا از برگزاری مجالس و مراسم سوگواری جلوگیری کنند.
کتابی در آمریکا با نام « نقشه ای برای جدائی مکاتب الهی » منتشر شده است که در آن با دکتر « مایکل برانت» یکی از معاونان سابق سازمان اطّلاعات آمریکا (سیا) گفتگوئی دارد که در آن گفتگو عنوان می کند: « ما به این نتیجه رسیدیم که در انقلابات و پیروزی های شیعه فرهنگ شهادت بسیار دخیل بوده است که این فرهنگ از هزار و چهارصد سال پیش توسّط نوه ی پیامبراسلام، امام حسین به وجود آمده و هر ساله با عزاداری در ایّام محرّم این فرهنگ ترویج و گسترش می یابد...»(به نقل روزنامه ی جمهوری اسلامی 7203)
3 – نکته ی قابل تأمّل دیگر در عزاداری امام حسین(ع) این است که در زیارت ها حضرت را قَتیل العبرات خوانده اند و بیان شد که عبرات از عَبرَة به معنای معبر و وسیله و محلّ عبور است یعنی گریه بر حسین(ع) و اثر خون او دلدادگانش را از هزاران وادی خطر به رضوان الهی و بهشت جاودان عبور می دهد. اشک بر مظلومیّت او و اصحاب و فرزندان و برادران شهیدش شیعه ی دل سوخته را از وادی هدایت عبور می دهد تا به وادی شفاعت برساند. سخنان امامان و بزرگان و حتّی غیرمسلمانان بیان گر این حقیقت است:
در زیارت مطلقه ی امام حسین(ع) می خوانیم:
« شهادت می دهم که خون تو در بهشت آرامش یافته و سایه های عرش از آن خون بر خود لرزیده و تمام مخلوقات و آسمان ها و زمین های هفت گانه و آن چه در آن ها و بین آن ها است بر آن گریان شده اند »(مفاتیح الجنان)
امام علیّ بن موسی الرّضا(ع) خطاب به دعبل خزاعی می فرماید:
« ای دعبل، کسی که چشمانش در مصیبت های ما که از جانب دشمنانمان بر ما وارد شده پر از اشک شود، خداوند او را در زمره ی ما و با ما محشور می کند »(بحارالانوار 45/ 257)
امام عصر(ع) در زیارت امام حسین(ع) از ناحیه ی مقدّسه خطاب به جدّ بزرگوارش زمزمه می کند:
« سلام بر کسی که فرشتگان آسمان ها بر او گریستند و سلام برآن که ذرّیّه و نسل او انسان های پاک هستند... اگر روزگار زندگیم به تأخیر افتاد و مقدّرات، مرا از یاریت بازداشت و در مقابل دشمنا نت نجنگیدم و با مخالفانت نبرد ننمودم، اشک خون می گریم تا آن گاه که با حسرت و اندوه و غصّه جان دهم »(صحیفة المهدی 288)
ماربین مورّخ آلمانی در کتاب «سیاست اسلامی» می گوید:
« من معتقدم رمز بقا و پیشرفت اسلام و تکامل مسلمانان به سبب شهید شدن امام حسین(ع) و رویدادهای غم انگیز می باشد و یقین دارم که سیاست عاقلانه ی مسلمانان و اجرای برنامه های زندگی ساز آنان به واسطه ی عزاداری حسین(ع) بوده است... بی اطّلاعی بعضی از تاریخ نویسان ما موجب شد که عزاداری شیعه را به جنون و دیوانگی نسبت دهند، ولی اینان گزافه گفتند و به شیعه تهمت زده اند.»
این ها نمونه های کوچکی از تأکیدها، زمزمه ها، زیارت ها و مراثی ائمّه(ع) در زمینه ی عزاداری اهل بیت(ع) بود و امروز مراسم عاشورا و اربعین اوج عظمت سوگواری شیعه تا قیام فرزند برومند سیّد و سالار شهیدان نینواست و نمی توان از این فرهنگ غنی و عمیق به سادگی گذشت و فرصت را به دشمن برای از بین بردن فرهنگ عاشورائی داد.
ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند
سوختگان غمت با غم دل خرّمند
هرکه غمت را خرید عشرت عالم فروخت
با خبران غمت بی خبر از عالمند
تاج سر بوالبشر خاک شهیدان تواست
کاین شهدا تا ابد فخر بنی آدمند
در طلبت اشک ما است رونق مرآت دل
کاین دُرَر با فروغ پرتو جام جمند
(قسمتی از شعر فؤاد کرمانی)
د: گریه از شوق و محبّت و آرزوی وصال امام مهدی(عج):
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
ناله ها و فریاد های ما گاهی ناله از شوق دیدار و محبّت به اولیای خدا است. اولیائی که از آن ها دوریم و چشم ما به خاطر کوتاهی هایمان در محبّت به آن ها از دیدارشان محروم است. امروز، ندبه ها، ناله ها و ضجّه های شیعه در فراق امام عصر(عج) و شوق دیدار اوست.
صُدیر صیرفی از یاران خاصّ امام صادق(ع) نقل می کند، که من و تعدادی از دوستانم روز عیدی بر حضرت وارد شدیم. دیدیم حضرت بر روی خاک ها نشسته و همچون مادری داغ دیده، آشفته و جگر سوخته می گرید،... سیل اشک کاسه ی چشمانش را فرسوده و با نواده اش امام مهدی(ع) ـ که هنوز به دنیا نیامده بود ـ چنین درد دل می کند:
« مولای من، غیبت تو خواب از دیدگانم دور ساخته و زمین را بر من تنگ گردانیده وآسایش دلم را از من ربوده است، آقای من پنهانی تو درد و رنج مرا، به سختی های اندوهزای روزگار پیوسته و از دست رفتن یاران، یکی پس از دیگری امکان گرد آمدن و برانگیختن را از میان برده است، هنوز از یاد یک بلا و سختی دوران غیبت اشک دیدگانم نخشکیده و سوز و ناله ی دلم آرام نشده که رنج و شکنج شدیدتر و دردناک تری در برابر چشمانم نمایان می شود » (کمال الدین...)
در دعای ندبه، که سراسر فریاد فراق است و شور و نوای محبّت، و آهی که از سویدای دل برمی خیزد:...اَینَ.. کجاست؟ و یَابنَ... ای پسر..؟ و عَزیزٌ عَلَیَّ... برمن سخت است و... ادامه می دهیم:
« مولای من، بر من سخت است که در هجران تو بگریم و خلق تو را واگذارند و به یاد تو نباشند، و بر من سخت است که فقط بر تو، این جریان غیبت پیش آمد. آیا کسی هست که مرا یاری کند و با من همناله شود تا ناله ی فراق و فریاد و فغان طولانی از دل برکشم؟... آیا به سوی تو راه ملاقاتی وجود دارد؟ »(فرازی از دعای ندبه)
و چه اندازه این فراق جانکاه است که خود حضرت ولیّ الله الاعظم(ع)، در انتظار فرج، با خدا چنین راز و نیاز دارد:
« مولایم، تحیّرم را در کارم و ناراحتیم را در سوزش قلب و حرارت سینه ام می بینی،
پروردگارا به آن چه تو شایسته ی آنی راه گشایش و فرجی به من عطا فرما، و راه سهل و آسانی را برایم مهیّا ساز »(صحیفة المهدی 144)
**************
از آینه زنگار زدودیم و نیامد
صد پنجره آغوش گشودیم و نیامد
از آتش صد حادثه این سوخته دل را
بس داغ که بر داغ فزودیم و نیامد
شد ترجمه بر چهره ی ما واژه به واژه
آن شعر که با اشک سرودیم و نیامد
از نسل کدامین گل خوش بو است که برپاش
چون لاله به پا خاسته بودیم و نیامد
ای کاش به یک صبح بهاری رسد از راه
آن نادره گل را که ستودیم و نیامد
(شعر سیمین دخت وحیدی)
(اَللّهُمَّ اَرِنَا الطَّلعَةَ الرَّشیدَة)
حاجیان
ما را در سایت عصر جاهلیّت - قسمت اوّل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50